مجموعه : معرفی شهر
بازدید : 1470

سه‌قلعه یکی از شهرهای استان خراسان جنوبی در ایران است. این شهر در جنوب شهرستان سرایان و در فاصله ۲۴ کیلومتری شهر سرایان و ۶۱ کیلومتری شهر فردوس قرار گرفته‌است. سه‌قلعه در شمال غرب خراسان جنوبی در حاشیه کویر مرکزی ایران قرار گرفته‌است.

شهر سه‌قلعه به علت قرار گرفتن در عرض جغرافیایی پایین، ارتفاع کم از دریا، دوری از منابع آبی بزرگ دوری از توده‌های باران آور فشار زیاد جنب حاره و نزدیکی به کویر که همه این عوامل باعث بارندگی کم، گرمای زیاد تابستان، تبخیر فراوان بطور کلی بیابانی و نیمه‌بیابانی منطقه گردیده‌است. تابستان‌ها هوا گرم و سوزان و زمستان‌ها سرد و خشک است. در بیشتر سال‌ها بارندگی از ۱۰۰ میلیمتر کمتر است که پدیده خشکسالی را به همراه دارد.

سه‌قلعه در محدوده حوضه آبریز کویر نمک واقع شده‌است و دارای آب و هوای گرم و خشک با زمستان‌های سرد می‌باشد. دمای گرمترین ماه سال برابر با ۴۸/۴ درجه سانتیگراد در مرداد ماه و سردترین ماه سال در دی‌ماه برابر ۴/۱ درجه سانتیگراد می‌باشد و دمای روزانه سال بین ۱۶- درجه سانتیگراد تا ۴۴ درجه متغیر است. بارندگی در ماه شهریور صفر و در اسفند ماه با ۳۳ میلیمتر بیشترین است که متوسط بارندگی سالیانه ۱۷۳ میلیمتر را موجب می‌شود و رطوبت نسبی هوا در طول اقلیمی ۴۵/۶ درصد گزارش شده‌است. بادهای محلی به نام کوه باد از شمال سیه‌باد، روزباد و قبله‌باد (اصطلاحاً کلغور) سه‌قلعه را در طول سال تحت تأثیر قرار می‌دهند که باد غالب و تأثیرگذار سیه‌باد است که در زمستان می‌وزد. زمین‌شناسی و خاک‌شناسی سه‌قلعه: سه‌قلعه بر روی آبرفت‌های دوران چهارم کواترنری واقع شده که حاوی سه سنگ، گچ و نمک می‌باشد. دهستان سه‌قلعه در زون ایران مرکزی و یکی از فعال‌ترین مناطق زمین‌شناسی است که توسط گسل‌های سراسری و مهم نظیر گسل کویر بزرگ، گسل کلمرد و گسل هریرود از دیگر زون‌های ایران مجزا می‌گردد.

قابلیت‌ها برای ستاره‌شناسان

منطقه سه‌قلعه دارای ابرناکی بسیار کم و در نتیجه تعداد شب‌هایی با آسمان صاف در حدی بسیار فراتر از نیاز متعارف ستاره‌شناسان آماتور است و به این خاطر نهمین رقابت رصدی مسیه ایران در این محل برگزار شد.

برپایه دادهای گردآوری شده توسط کارشناسان انجمن نجوم ایران طی سالیان متوالی، در مکان سه قلعه رصد ستارگانی با حد قدر ۲/۷ میسر است که با توجه به حد قدر تاریکترین نقاط سیاره زمین (حدود ۵/۷) مکان مورد نظر یکی از تاریکترین و پرستاره‌ترین نقاط سیاره ما به حساب می‌آید.

همچنین مطابق بررسی‌های صورت گرفته، رصدگاه سه‌قلعه از بابت دیگر شاخص‌های مؤثر بر انتخاب یک مکان جهت انجام رصدهای تخصصی آسمان از جمله شاخص دیدپذیری، سرعت باد و ارتفاع در وضعیتی قابل قبول برای استقرار تلسکوپ‌هایی دست کم با قطر شیئی یک متر (بسیار بزرگتر از تلسکوپ‌های مورد استفاده ستارشناسان آماتور) قرار دارد. منطقه سه‌قلعه از نظر هوایی و زمینی، می‌توان یکی از در دسترس‌ترین نقاط دارای آسمانی تاریک پرستاره در ایران دانست.

نامگذاری و نام شناسی :

شاید تا کنون بارها وبارها در فکر هر شهروند سه قلعه این سوال مطرح شده باشد که  چرا این شهر را سه قلعه می نامند؟ کسی به درستی نمی داند . از طرفی در  برخی از آثار و نوشته ها و نقل قولها  با نام سرقلعه وسرغله نیز مواجه می شویم . حال در مورد هیچ کدام از این نامها نمی توان با یقین به یک مطلب خاص استناد کرد  . اما آنچه برخی مطرح می سازند و عامه ی مردم نیز از گذشته ها حکایت کرده و باورشان شده است در مورد واژه ی اول  (همان سه قلعه)  این است که در ادوار گذشته هسته ی هر شهر را قلعه تشکیل می داد و نسبت به بزرگی شهر در اطراف قلعه و پیرامون آن منازل رعیت و دیگرساکنان شهرقرار داشت ، بنابراین وجود قلعه ی نیمه متروکه ی  جنوب شهر نزدیک میدان امام حسین می تواند وجه تسمیه ی شهر باشد ، در حالی که این مطلب بسیار دور از ذهن به نظر می رسد . اگر قرار باشد وجود قلعه در یک مکان وجه تسمیه ی ان نقطه باشد باید در سراسر ایران نامهای شبیه سه قلعه که کلمه ی قلعه در نام انها گنجانده شده باشد  زیاد دیده شود .در حالی که اینطور نیست . اما چرا در این شهر سه «قلعه» مطرح می شود این است که در گذشته های دور ساکنان شهر در قلعه ای ساکن بوده اند که انتهای خیابان شریعتی ( اطراف گدام ) قرار داشته است اما از آنجایی که یکی از مسیل های اصلی محدوده ی شهر بوده ، احتمالا بر اثر جریان سیل نابود شده و ساکنان آن به منطقه ای دیگر در جنوب غربی شهر که اکنون اراضی کشاورزی است و به باغ ( قلعه کهنه ) معروف است و از آن جز یک برج نیمه متروکه  (  احتمالاً از برجهای مراقبت همین قلعه بوده است ) اثری  برجای نمانده  نقل مکان کرده اند و باز این قلعه نیز در اثر سیل یا دیگر بلایای طبیعی  نابود شده و اهالی به قلعه ی دیگری که نسبتاً در مکانی بلندتر از اراضی اطراف قرار داشته و اکنون نیز در جنوب شهر قسمتهایی از آن باقی مانده ( قلعه ی کنونی ) و صاحب حمام ،مسجد و چند اثر دیگر تاریخی است نقل مکان کرده اند و به همین دلیل کلمه ی سه قلعه را از مجموع همان سه «قلعه ی» نامبرده گرفته اند  هرچند که در یک زمان واحد هر سه با هم مسکونی نبوده اند. یا شاید  بتوان گفت هر سه ی این قلعه ها در یک زمان واحد مسکونی بوده اند که آن دو در اثر بلایای طبیعی تخریب شده و فقط قلعه ی فعلی (میدان امام حسین )  باقی مانده  است که این هر سه «قلعه» را در مجموع سه قلعه می نامیده ا ند .

در برداشتی دیگر قلعه ی کنونی که در جنوب شهر سه قلعه و در محدوده ی میدان امام حسین (ع) قرار دارد را در کنار قلعه های عباس آباد والله آباد که هر کدام با شهر  سه قلعه ی کنونی حدود 10تا 12 کیلومتر فاصله دارند مجموعاً سه قلعه می نامیده اند . این نظریه با توجه به فاصله ی زیاد این قلعه ها (که اکنون نیز خرابه هایی از آنها بجا مانده) با سه قلعه ی امروز دور از ذهن به نظر می رسد .  عده ای نیز  مناطق باستانی خوشاب و خازمین  که هر کدام دارای قنات و اراضی کشاورزی  بوده ا ند و فاصله ی  چندانی نیز  با سه قلعه  ی امروزی ندارند را با  قلعه ی کنونی میدان امام حسین درکنار هم سه قلعه ی قدیم می دانند .

شاید بتوان در این مورد  وجود بنای  نیمه  مخروبه ی  بزرگی  به نام مسجد موسی بن جعفر  درکنار گورستان کنونی که در صفحات قبل به آن اشاره شد  و از یک طرف در کنار باغ قلعه کهنه واقع شده واز طرف دیگر تا محدوده ی گدام در انتهای خیابان شریعتی فعلی و قلعه ی کنونی سه قلعه در میدان امام حسین فاصله ی چندانی  ندارد ، اینگونه برداشت کرد که این سه نقطه ی ذکر شده در یک زمان واحد به عنوان سه « قلعه ی» مسکونی در کنار هم ونزدیکی یکدیگر قرار داشته و ساکنان این سه ( قلعه)باهم مسجد موسی بن جعفر ع را مورد استفاده قرار می داده اند . اما  اگر کاربری این بنا ( مسجد مو سی بن جعفر) به عنوان مصلی مطرح شود و مصلی را مکانی برای برگزاری نماز جمعه و نماز های عیدین آنهم در خارج از محدوده ی شهرها و روستاها  محسوب کنیم  نظریاتی دیگر نیز مطرح می شود . در این صورت محوطه ی تاریخی خازمین که آثار حیات در خرابه های آن حداقل به عصر تیموری بر می گردد و فاصله ی چندانی با سه قلعه ی امروزی ندارد به عنوان یکی از قلعه های  سه قلعه ی قدیم محسوب شده است که ساکنان آن با اهالی قلعه ی کنونی میدان امام حسین و قلعه کهنه ویا قلعه ی احتمالی اطراف گدام  همان سه قلعه ی قدیم محسوب  می  شد ند و در کنار هم با کشت و زراعت ، زندگی  مسا لمت امیزی داشته و با کمک  یکدیگر  مصلی را به طور اشتراکی ساخته ومورد استفاده قرار می دادند .

و اما در مورد واژه ی سر قلعه وسرغله آنچه معقول تر به نظر می رسد این است که سه قلعه ی امروز از دیرباز در منطقه ی تون وطبس نقطه ای آباد ، مطرح و  بزرگتر از مراکز سکونتی اطراف بوده است به طوری که با توجه به وجود قناتهای پرآب ، موقعیت خوب ارتباطی نقش فعالی را در خراسا ن بزرگ ایفا می کرد و  قطب کشاورزی  منطقه به شمارمیرفته وحتی در عهد قاجار و پهلوی به عنوان بلوکی مستقل در ولایت  تون و طبس بر روستاها و قریه های اطراف حکمرانی داشته ، نماینده ی امیر طبس در سه قلعه ساکن بوده است . همچنین این شهر نقش مرکزیت را در منطقه ی وسیعی که به حوالی خور بیرجند  از جنوب ، سده و چاهک  موسویه از شرق ، سرایان و فردوس از شمال ، بشرویه و دیهوک از غرب محدود می شد  ایفا می کرد .  به همین دلیل چون از مراکز سکونتی اطراف بزرگتر ، آبادتر و مهم تر بوده  به سرقلعه معروف شده بود . واژه ی سرغله نیز که به نسبت کمتر مطرح است حکایت از تولید غلات به شکل گسترده دراین شهر دارد . بویژه در تولید گندم سه قلعه از چنان آوازه ای برخوردار بود که محصولش به عنوان بذر به سر زمین های  دور وآباد ام دوران چون  بشرویه ، قاینات و سیستان حمل ومورد استفاده قرار می گرفت .

 

شکل گیری هسته ی اولیه ی  شهر:

همه ی آبادیها و قصبات بر کنار چشمه های جوشان و یا در شیب ملایم دشتی پدید آمده اند که دست کم در ژرفای زمینش بوی زلال اب به مشام انسان خورده است . از قدیم هم به قول سعدی ، شیخ فرزانه ی شیراز، بنای جهان بر آب بوده است و زندگی بر باد ،آدمی هرچه داشته از رهگذر همین باد و آب داشته است . برای داشتن تاریخ زندگانی خاکیها باید به سراغ آب رفت . تاریخ شهرها یعنی تاریخ آبها با معناترین نام ها را همین مردمان خاکی نهاد بر می گزینند . مگر نه این است که هر شهری و هر دهی و قصبه ای در آغاز آبادی بوده است .[1] آبادی ، قصبه و یا شهر سه قلعه بی گمان عمری به درازای کاریزهای خروشان دیروزش که امروز به خاموشی گراییده اند خواهد داشت .

متاسفانه همانطور که در صفحات قبل گفته شد در مورد تاریخ بنای شهر در کتب تاریخی مطلبی ذکر نشده است ، اگر چه فقط شهرهایی که به مناسبتی خاص و یا به دستور افرادی خاص تاسیس شده اند زمان تاسیس و شکل گیری شان در حافظه ی تاریخ مانده است اما برخی شهرهای دیگر نیز که از این قاعده مستثنی هستند با ذکر نامشان در کتب تاریخی می توان حداقل اینطور برداشت کرد که شهر مذکور در آن زمان وجود داشته است ، اگر چه تاریخ تاسیس و شکل گیری آن نامشخص باشد . اما در مورد سه قلعه هیچ کدام از این قضیه ها آنطور که باید اتفاق نیفتاده است.  فقط در کتاب تاریخ خراسان  در سده های نخست هجری که آقای دکتر حسین رئیس السادات آن را به رشته ی تحریر در آورده است در نقشه ای  با عنوان  راههای ارتباطی  خراسان در سده های نخست هجری نام سه قلعه ذکر شده که در صفحات قبل این نقشه آورده شده است. همچنین دراطلس تاریخی ایران که توسط سازمان نقشه برداری کشورو با همت جمعی از دانشمندان تاریخ وجغرافیای ایران تهیه گردیده است در نقشه ای باعنوان قلعه ها وشهرهای مهم ایران دردوره ی اسماعیلیان نام سه قلعه ذکر شده است .  بنا براین برای پی بردن به پیشینه وقدمت تاریخی  شهر فقط می توان به همین  کتب ، سخنان افراد سالخورده که آن را سینه به سینه از گذشتگان نقل می کنند و آثار باستانی موجود در گوشه و کنار شهر استناد کرد.

وجود چندین قبر مشهور به قبرستان گبرها در ورودی گورستان کنونی شهر و همچنین وجود قبرهای بزرگ دیگری در سه کیلومتری جنوب غرب شهر بر فراز تپه ای کم ارتفاع در خوشاب که خود صاحب یک قنات معروف نیز بوده است می توان به این سخن عده ای زیاد از مردم منطقه استناد کرد که تاریخ تاسیس شهر قبل از اسلام بوده و این منطقه در زمان هخامنشی ، اشکانی و ساسانی که ایرانیان زرتشتی بوده اند مسکونی بوده است. در این زمینه حتی شواهدی در ویزگی های گویشی مردم منطقه دیده می شود به طوری که برخی واژه ها وکلماتی که ساکنان این شهر در محاورات عامیا نه ی خویش  مورد استفاده قرار می دهند در بین زرتشتیان امروز کشور رواج دارد .

از دیگر دلایلی که شاید بتوان به آن اشاره کرد و آن را تا اندازه ای دلیل بر قدمت شهر دانست وجود کاریزهایی به طول بیش از 20 کیلومتر در محدوده ی شهر است که تا همین چند سال قبل در تامین آب کشاورزی منطقه سهم بسزایی داشتند . همانطور که می دانیم احداث قنات یا همان کاریز از ابداعات ایرانیان در سده های پیش از اسلام می باشد .

اگر چه در زمینه ی اثبات تاریخ شکل گیری شهر قبل از اسلام، آثار کمتری وجود دارد اما درمورد وجود شهر پس از ورود اسلام به ایران شواهد و قراین بیشتری وجود دارد . آنچه از مطالعه در کتب تاریخی بدست می آید این است که عده ای از اعراب مسلمان پس از فتح خراسان بدست سپاه اسلام به عربستان برنگشتند و در نواحی جنوبی خراسان بزرگ ساکن شده و به شغل دامداری مشغول شدند . این گروه کم کم در اثر معاشرت با مردم این منطقه فارسی را فراگرفته با توجه به شغل خویش که دامداری بود ، در حاشیه ی کویر تا نواحی شمال و حتی تا شمال دشت کویر پراکنده شدند . در کتاب مردم شناسی ایران که توسط هنری فیلد نوشته شده و محقق توانا آقای ایرج افشار سیستانی آن را ترجمه کرده آمده است که « در شهرهای استان خراسان چون قاین ، کاشمر، فردوس و طبس از گذشته های دور تیره هایی از مردم عرب وجود داشتند»[2]

امروزه نیز این اشخاص که در اصطلاح مردم منطقه عرب نامیده می شوند در نواحی جنوبی خراسان  بزرگ سکونت دارند که اگر به این جمله استناد کنیم می توانیم شمار زیادی از ساکنان امروز شهر سه قلعه که  عرب نامیده شده و طایفه ی عشایری چوداری  محسوب می شوند را از بازمانده های همان اعراب صدر اسلام در منطقه بدانیم .

از دیگر شواهد مبنی بر قدمت چند صد ساله ی شهر سه قلعه وجود يك محوطه ي تاريخي به نام خازمین در 1کیلومتری جنوب غرب سه قلعه می باشد که  دارای یک قنات و اراضی کشاورزی بوده است، کارشناسان وجود این قنات و بقایای ظروف خرد شده ي سفالی که در این منطقه، در خرابه های آن کشف شده را به عهد خوارزمشاهیان ، تيموريان و ايلخانيان نسبت می دهند .

یکی دیگر از دلایل موجود بر قدمت شهر وجود ایوان مخروبه ای در کنار گورستان و جنوب غربی شهر است . این بنا که به نظر کارشناسان کاربری آن مصلی بوده و عده ای نیز آن را مسجد جامع شهر قلمداد می کنند دارای قدمتی بیش از 700سال می باشد . به هر حال هر کدام از این دو قول که صحت داشته باشد می تواند این مطلب را به اثبات برساند که سه قلعه در دوران هفتصد سال قبل ، مرکز سکونتی آن هم نه روستا بلکه نقطه ی شهری بوده است زیرا یکی از مشخصه های نقاط شهری در دوران پس از اسلام در ایران در هر شهر وجود مسجد جامع بوده است .

گرچه نام سه قلعه بندرت در اسناد مربوط به تاریخ ایران آمده است اما این به معنای وجود نداشتن شهر در دوره های گذشته نمی باشد بلکه از کمی مدارک و کثرت جهل آدمهایی مثل ما پرده بر می دارد. اگر نتوانیم با دانش اندکی که امروزه درباره ی این شهر داریم از وجود آن قبل از ورود اسلام به ایران خبر بدهیم ، دست کم از روی پاره ای از آثار و قراین می توان اهمیت تاریخی منطقه را به گذشته های دور حداقل قرون اولیه اسلامی ،عهد طاهریان ، سامانیان و...  نسبت دا د .

تحولات کالبدی شهر:

بی تردید شکل گیری شهر سه قلعه را می توان به قرون قبل از اسلام و یا همزمان با ورود اسلام به ایران نسبت داد اما در هر شرایطی این دیار نیز چون دیگر شهرها و قصبات کشور دوره های متعددی از زوال و ترقی را طی نموده است . چه بسا روزگارانی را در اوج آبادانی سپری کرده و باز روزگارانی را زیر طوفان سهمگین حوادث طبیعی (زلزله ، سیل ... )وغیر طبیعی چون حملات اقوام متعدد (مغولها ، افغانها ، ازبکها ،بلوچهاو...) سپری کرده است . بر اساس مطالعاتی که در مورد شکل گیری  وتوسعه ی شهر سه قلعه صورت گرفته است می توان تاریخ سه قلعه را  این گونه مورد بررسی قرار داد.

ازآغاز پیدایش تا عصر صفویه : دراین دوران   طولانی فقط می توان سه قلعه رابه عنوان  یک سکونتگاه مهم  در منطقه محسوب کردکه صاحب  کشاورزی ،دامداری وتجارت پر رونق بوده است . بویژه در امر کشاورزی قنوات پرآب  حکایت از آبادانی این شهر دارد .آنهم در روزگارانی که اساس اقتصاد سنتی هر نقطه کشاورزی  بوده است . نقشه ی شماره ی (4-3) که متعلق به عصراسماعیلیه است و ازسه قلعه در ان به عنوان شهری مهم یاد شده است بهترین سند بر رونق وابادانی شهر در این دوران دارد .

 

 

عصر صفوی : با توجه به اسناد موجود من جمله کتیبه ای در مسجد کوچک ملاکاظم در جنوب شهر و در بافت قدیمی و هم چنین دیگر بناهای موجود تاریخی به جامانده از عصر صفوی می توان اینگونه برداشت کرد که از این دوره به بعد سه قلعه از شکوفایی بیشتری برخوردار بوده است که عوامل آن را می توان این گونه بیان کرد.

1- منطقه ی قهستان که همین خراسان جنوبی امروزی بوده و سه قلعه نیز در همین منطقه واقع شده است چون پناهگاه شیعیان به شمار می رفت پس از تشکیل حکومت صفوی و رسمی شدن مذهب شیعه اهمیت بیشتری پیدا کرد .

2-گسترش تجارت و بازرگانی که در دوره ی صفوی به آن اهمیت بیشتری داده شد. گسترش تجارت که ناشی از نظم و امنیت حاصل از اقتدار صفویان بود باعث شکل گیری کاروانسراهای متعدد در مناطق مسکونی وجاده های ارتباطی شد .با توجه به مطالب گفته شده که از ویژگیهای عصر صفویان می باشد سه قلعه وارد مرحله ای تازه از دوران حیات خود شد . موقعیت مناسب و قرار گرفتن شهر بر سر راههای تجاری مهم آن زمان که شمال را به جنوب و جنوب شرق و شمال شرق را به مرکز و جنوب کشور وصل می کرد باعث شکل گیری کاروانسرایی بزرگ در مرکز شهر شده و سه قلعه را به محل اتراق و استراحت کاروانیان تبدیل کرده بود . بازرگانان و تجار در مسیر حمل کالا از  مرو ، عشق اباد ( ترکمنستان ) ، مشهد ،گناباد و قائن به سمت کرمان ، شهداد و یزد و همچنین کاروانهای تجاری از شمال دشت کویر چون سبزوار ، شاهرود و دامغان به سمت بیرجند ، زاهدان و چابهار بر سر راه خود در این مسیر از سه قلعه می گذشتند از معروفترین کالاهایی که از این منطقه عبور داده می شد می توان به ابریشم ، تریاک، پوست ، پشم، مرکبات ،زعفران،خرما و...... اشاره کرد. همچنین با توجه به وجود اراضی کشاورزی بسیار مرغوب در سه قلعه و تولید بیش از مصرف منطقه ، تجار زیادی برای خرید محصولات کشاورزی سه قلعه به منطقه رفت و آمدکرده و محصولات مازاد بر مصرف مردم منطقه را خریداری و به دیگر نقاط در شرق کشور حمل می کردند به طوری که سه قلعه به انبارغله ی جنوب خراسان بزرگ معروف شده بود وحتی محصول گندم آن انقدر کیفیت داشت که به عنوان بذر در مناطقی چون قائن وبشرویه  که امروزه از قطب های کشاورزی استان به شمار می روند  مورد استفاده قرار می گرفت . در این دوره در اثر اهتمام و توجه ی صفویان به اداره ی کشور در این شهر کاروانسرا ، آب انبار بزرگ (فاضل خانی) ،مسجد جامع فعلی که در بافت قدیمی شهر قرار دارد ساخته شد. همچنین وجود حسینیه ی بزرگ قدیمی با ایوان رفیعش که سالیان قبل تخریب شد ،حمام ، قلعه ی قدیمی ، چندین برج بلند برای محافظت شهر، مصلی و برگزاری نماز جمعه( که هم اکنون نیز آرامگاه امام جمعه در گورستان قدیمی شهر با یک سنگ قبر 300ساله وجود دارد) حکایت از آبادانی و رونق شهر در عصر صفوی دارد.

عصر افشاریه :در عهد افشاریه نیز نادرشاه هنگامی که از عراق عجم رهسپار شمال خراسان بود از این منطقه عبور کرده و توقفی نیز داشته است. وجود منطقه ای در غرب سه قلعه به نام تخت و تپه ی نادرگواه بر حضور وی و سپاهیانش در منطقه می باشد . در این دوره سه قلعه به عنوان بلوکی مستقل در منطقه ی تون و طبس که تحت نفوذ میرحسن خان عرب زنگویی و فرزندش محمدخان قرار داشت به حیات سیاسی خویش ادامه داده و با فتنه هایی من جمله تجاوزوچپاول اقوام بلوچ و حسنی روبرو بوده است.»[3]

عصرقاجار: در دوره ی قاجار نیز توسعه ی شهر که از سالهای قبل در دوران صفوی آغاز شده بود ادامه پیدا کرد . از این دوران نیز وجود آثاری  چون  منزل حسام الدیوان ، منزل عباس رمضانی ، چندین بادگیر ، گدام ،مسجد ارگ ( که کتیبه  ی موجود سال ساخت آن را 1229 هجری قمری نشان می دهد ) و همچنین آب انبار حاج عبداله حکایت از آبادانی شهر  دارد . فقط حضور بیگانگان در این عصر ، موجب نارضایتی مردم و ناامنی در منطقه گردید . نفوذ استعمار در کشور و حضور بیگانگانی چون روسها وانگلیسی ها با توجه به موقعیت منطقه در شرق ایران و نزدیکی به هندو پاکستان که آن زمان مهمترین مستعمره ی انگلستان بود سه قلعه را نیز شامل شد . ساختمان مخروبه ای در غرب سه قلعه که به گدام معروف است با توجه به حکایات سالخوردگان امروز ، محل نگهداری مهمات نظامیان انگلیسی در منطقه بوده است .

در اواخر عهد قاجار و در دوره ی مشروطیت نیز سرگذشت این دیار چون دوره های پیش آمیخته با خاطرات تلخ و افسانه های شومی از تجاوز بلوچ ها ، ترکمانان و حسنی ها بوده است. همزمان با مشروطه و سپس جنگ جهانی اول  نیز منطقه به عنوان بلوکی مستقل در ناحیه ی تون و طبس تحت حکمرانی عمادالملک طبسی حاکم طبس قرار داشت وبه جولانگاه سربازان روسی و انگلیسی تبدیل شده بود که در این دوره گروهی از مردم منطقه من جمله شهرهای همجوار به روسیه تبعید می شوند. اصطلاح اُرُس که در گویش محلی به همان اتباع روسیه اطلاق می شد گواه بر حضور چندین ساله ی بیگانگان ، بویژه روسها در منطقه بوده است «در این اوضاع و احوال سه قلعه و حتی فردوس با فتنه ی حسنی ها روبرو گردید. این قوم مهاجم مردمی چپاولگر از محدوده ی فارس بودند که برای چپاول به منطقه ی سه قلعه و اطراف هجوم آوردند و شتران مردم را برای خود تصاحب کردند».[4]در مورد دفع فتنه ی این اقوام مهاجم(بلوچ وحسنی ها) کهنسالان امروز خاطره های زیبایی از پدران خود و دلاوریهای آنان برای دفاع ازخانه و کاشانه یشان بیان می کنند.

 عصر پهلوی:دوران پهلوی در تاریخ ایران را باید سر اغاز تغییر وتحولات اساسی در اوضاع اجتماعی ایرانیان  دانست. همزمان با ورود شیوه های اموزشی جدید و  صنعت وتکنولوژی ، زندگی ماشینی نیز وارد کشور شد و به دنبال آن اوضاع جامعه نیز دچار تغییر و تحول اساسی گردید . هرچند این تغییرات در مناطق روستایی دیرتر به ظهور رسید ولی با تاسیس اولین واحد اموزشی در سال 1314 در سه قلعه با شیوه ی جدید ، آموزش به جای مکتب خانه های قدیمی رایج شد و سپس راه اندازی مرکز بهداشتی درمانی در سال 1342 و آمدن برق و راه اندازی پاسگاه ژاندارمری، دبستان دخترانه ، تاسیس بانک صادرات ، سه قلعه را در مسیری قرار داد که به سمت توسعه و پیشرفت حرکت نماید . در سالهای پایانی حکومت پهلوی و همزمان با شکل گیری انقلاب اسلامی ایران در سال1357 کامرود بر اثر خشک شدن قناتش ویران و اکثر ساکنان آن به سه قلعه مهاجرت کردند و در منطقه ای که امروزه نیز در بین مردم به همین نام معروف است (محدوده ی خیابان ولی عصر)ساکن شدند . بالطبع با مهاجرت این عده بر جمعیت سه قلعه افزوده شد و رشد آن را سرعت بخشید .

 رشد شهر پس از انقلاب  57 : پس از انقلاب سال 57 روند رشد جمعیت در تمام نقاط کشور که دردهه های قبل از 5/2 درصد فراتر نرفته بود به حدود 9/3درصد رسید . پیشرفت علم پزشکی ،افزایش متوسط  طول عمرو سیا ستهای دولت از دلایل این افزایش می باشد . بی گمان در سه قلعه نیز این افزایش جمعیت باعث شکل گیری بافت جدید مسکونی در شمال شهرو مناطق شرق ، شمال شرق و غرب گردید و شکل گیری کوچه ،خیابان و معابر جدید را باعث شد . مراکز آموزشی گسترش یافته و بر ازدحام و شلوغی شهر افزود ه شد. به طوری که میزان جمعیت شهر در سه دهه از 1355 تا 1385 به بیش از 5/2 برابر افزایش یافت . این افزایش جمعیت توسعه ی فیزیکی شهر را نیز به همین نسبت به دنبال داشته است.نقشه ی شماره ی (4-4) میزان توسعه ی شهر را در ادوار مختلف نشان می دهد.


 

 

نقشه شهر

راه های ارتباطی

سامانه پیامک شهرداري : 50002040228378

تلفن شهرداری :05632893311-3502-3504  فکس 05632893501

پست الکترونیک :shahrdari3ghaleh@yahoo.com

آدرس : خراسان جنوبی شهرستان سرایان شهر سه قلعه بلوار معلم

کدپستی:97891144474

بازدید امروز65
بازدید دیروز73
بازدید هفته649
بازدید ماه2017
کل بازدید9777